ایلیا
ساعت 11 شبه و همین الان ایلیا خوابید
چون زود خوابیده میدونم که مثل دیشب تا صبح نمیذاره من بخوابم
دیشب ساعت 1 خواستم بخوابم که ایلیا که زودتر خوابیده بود بیدار شد هر چی می خوابوندمش بعد از ربع یا نیم ساعت دوباره بیدار میشد من که سر درد گرفته بودم دیگه تقریبا ساعت 4 بود که هرچی گریه کرد بهش توجه نکردم و مامان بدی شدم
با خودم میگفتم شاید گریه کنه خسته بشه بعد بخوابه آخه چون زود خوابیده بود بیدار میشد تا یادم نرفته کارهای ایلیا رو یادداشت کنم ![]()
اده:بده آره:آره ا دوو د:1.2.3 بابایی:بابا ماما:مامان نه:نه دد:در د لا لا:لا لا د:دست به به:غذا داتی:دالی ایلیا جون تا سگ میبینه هم صداشو هم ادای اونو در میاره . وقتی احساس میکنه یکی ناراحته هر جور شده اونو می خندونه.شعر عمو زنجیر باف رو که واسش می خونم به جای بله میگه آره. کلاغ پرپر هم بازی میکنه و خودش میگه پرپر. هر عروسی که بریم میره وسط میرقصه جوری که همه عاشقش میشن هر دو تا دستاش رو باز میکنه و انگشت شست و اشاره رو به هم می چسبونه حالت بشکن پاهاش رو هم به زمین میزنه.تازه توی عید کل زدن رو هم یاد گرفت و بدون صدا فقط با زبونش کل میزنه.


ایلیا
